هایپر.......

سلام به همه ی دوستان خوبم.امروز خاطره ی خاصی جز زانو درد ندارم.صبح ساعت شش و نیم بلند شدم و آماده شدم و با خانواده ام به هایپراستار رفتم.هم خوب بود و هم بد.خوبیش این بود که من کتاب پرسی جکسون 2 رو گرفتم و بدیش این بود که تمام مدت باید راه می رفتم و زانو درد گرفتم.

خودتون فکرش رو بکنید.......

5 ساعت راه رفتن توی یک فروشگاه بزرگ و شلوغ که جایی برای سوزن انداختن نداره.

ببخشید که خاطره ی خوبی از آب در نیومد.

بای

بای

بای

بای

بای

بای

بای

بای

بای

بای

بای

بای

بای

بای

بای

بای

بای

بای

/ 3 نظر / 7 بازدید
بنی جون

پس کلی حال کردی...درسته؟؟!! قشنگ یه زانو درد حسابی گرفتی که واسه چند روزت بسه... میدونی چیه؟ من اینقدر بدم میاد آدم واسه خرید معطل بشه.به نظرم باید هر چیزی که اول دید بخره و سریع بیاد...البته نظر منه... راستی بازم ممنونم به لطفی که کردی...[ماچ]

بنی جون

راستی عزیز آپم...خواستی بیا...[نیشخند]