پوتین ..............

امروز زیاد به من خوش نگذشت.

صبح ساعت نه بیدار شدم و صبحانه خوردم و لباس پوشیدم و رفتیم ولی عصر.

تا ساعت یک دنبال یه پوتین و پالتو بودم اما نتونستم اندازه ی خودم چیزی پیدا کنم.

همون حدود بود که هم یه پالتو برای خودم و هم یکی برای خواهرم گرفتیم و یه پوتین برای اون.اما هنوز هم که هنوزه برای خودم پوتین ندارم.

از این ها گذشته باید بگم که خواهر من هم یه وبلاگ درست کرده.خیلی وقته.منتها من از اون خبر نداشتم.

وبلاگ خواهرم رو توی لینک قرار دادم.

حتما به اون سربزنید.

از وبلاگ خودم خیلی بهتره.

حتما هم نظر بدید و وبلاگش رو ارزیابی کنید.

داره منو میخوره که چرا وبلاگ من از صد تا بیشتر آمار نداشته.

تو رو خدا برید.

دیگه حرفی ندارم.

بای

/ 4 نظر / 15 بازدید
بنی جون

سلام آبجي جونم...خوبي عزيزم؟[چشمک] به روي چشم به وبلاگ خواهرتم سر ميزنيم...وظيفه ي ماست... دوستدارت بني جون[ماچ]

مجتبی شیرازی

اسم وبلاگش حالا چی هست تا بریم سراغش [فرشته]