عید......

سلام سلام سلام.

عید قربان بر همه مبارک.

امروز عید قربان هستش و مدرسه ها هم تعطیل هستن.

منم توی خونه به سر میبرم.

دوست داشتم دیروز توی مراسم عرفه ی مدرسه مون شرکت کنم اما حیف که باید به خونه ی یکی از دوستانم می رفتم.

از این ها بگذریم میرسیم به خاطرات امروز.

امروز صبح خیلی زود بیدار شدم و مثل همیشه عادت قدیمیم رو از سر گرفتم.

مطالعه

مثل تمامی روزهای تعطیل چهارساعت کامل کتاب خوندم و بعد هم رفتم به حیاط تا کمی طناب بزنم و با خواهرم والیبال بازی کنم.

خوش گذشت.

بعد هم اومدم سر کامپیوتر و شروع کردم به نوشتن چند صفحه ی دیگه از رمانم.

الان هم دارم برای شما می نویسم.

ببخشید که چرند نوشتم و چیزی برای گفتن نداشتم.

خدانگهدار

/ 2 نظر / 9 بازدید
مجتبی

4 ساعت!!!! دم شما گرم چه حوصله ای . راستش من که اصلا نمیتونم یک ساعت کامل بشینم یک کتاب بخونم چه برسه به 4 ساعت !!!!!! من درسامم به زور میخونم . دلم میخواد زودتر دوران دانشگام تموم بشه و برم سربازی و بعدش برم سرکار . الان یک ماهی است که دیگه سرکار نمیرم . دلم برای کارکردن تنگ شده . بنظرم بهترین تفریح و سرگرمی دنیا کاره . هم به خاطر گذران وقت و هم به خاطر درآمد . دیگه از اینترنت و فضای مجازی هم خسته ام . دلم میخواد یک تحول توی زندگیم ایجاد بشه . از ریتم این زندگی خسته شدم . ببخشید که اینا رو اینجا نوشتم . ای خدا یک تحول خوب میخوام . کمکم کن [فرشته]

نسترن

عید تو هم پساپس مبارک[ماچ]