شیمی

امروز خیلی به من خوش گذشت.

زنگ اول شیمی داشتیم و رفتیم آزمایشگاه.اونجا یخ سری نمک و مس سولفات و کات کبود و.......... رو روی آتیش گذاشتیم و آتیش تغییر رنگ داد.یه سری شد قرمز لاکی......سبز..... سبز مایل به آبی......آبی.......نارنجی......بنفش.........صورتی و .......

خلاصه همه ی رنگاش قشنگ بود.

زنگ دوم ورزش داشتیم و طناب زدیم و والیبال بازی کردم.باها و بارها نزدیک بود که یک توپ والیبال جای سرم بشینه.آخه مبینا خیلی سریع و محکم ساعد میزد و ساعد هاشو با ارتفاع کمی میزد.

زنگ سوم جغرافی داشتیم و من از زیر درس جواب دادن  در رفتم.

کارگاه علوم اجتماعی ما رو کردن اتاق هوشمند.

می دونید چرا این اسم رو گذاشتن؟

به خاطر اینکه با پول های ما یه کامپیوتر بزرگ لمسی با قلم نوری خریدن و یه پروجکتور جدید برای اتاق هوشمند.

از این ها گذشته زنگ آخر عربی داشتیم و من و حنانه رفتیم به کلاس های خالی بچه های اول و کلی کاغذ باطله برای دکور کارسوقمون  کش رفتیم.

زنگ عربی هم با غرغر و دادن نمره ماهانه عربی ما تموم شد و ما خونه اومدیم.

/ 3 نظر / 12 بازدید
مجتبی

بابا چه مدرسه پولداری . ما کل عمر تحصیلیمون جز تخته سیاه و گچ سفید و البته بعضی وقتها رنگی چیز دیگه ای ندیدم . البته اون زمانها گذشته الان باید بیشتر از اینا به شما برسن . موفق باشی . فعلا بای

بنی جون

سلام...روز خوبی داشتی...حیف توپ نخورد به سرت... [شیطان][شیطان][شیطان] شوخی کردما...ناراحت نشی...[چشمک] راستی منو با اسمه وبلاگم یعنی "ونوس الهه عشق و زیبایی" بلینک عزیز...[نیشخند]

.

ببخشید میشه بگی این کارسوق چیه؟!