امتحان شیمی............

سلام به همه.

منو ببخشید که دیروز چیزی ننوشتم.اخه امروز امتحان شیمی داشتیم و دیروز اومدم و شیمی خوندم و یادم رفت که براتون بنویسیم.

میریم سراغ خاطرات...........

قبل از اینکه زنگ بخوره امتحان شیمی از ما گرفتن و من فکر کنم از ده........هشت بگیرم.

به علت اینکه توی سوال آخر سه تا غلط دارم.

زنگ اول تاریخ بود و از پونزده نفر از ما پرسید که یکی از اون پونزده نفر من بودم.

من هم از ده ........... ده گرفتم.

البته درس هم داد.

زنگ دوم زبان داشتم و معلممون خانم لهراسبی غرغر کرد که چرا من برگه ی تمرینم رو نیاوردم.من هم واقعیت رو گفتم.

واقعیت این بود من برگه ام رو توی همین زنگ حیاط برده بود و توی آلاچیق نشسته بودم و میخوندم.بعدش ماهان که یکی از بچه های مدرسه هستش صدام کرد و من رفتم ببینم که چی بوده.بعد که برگشتم خبری از ورقه ی من نبود.

شاید باورتون نشه و بگید که من درآوردی هستش.ولی واقعا گفتم.

زنگ سوم فیزیک بود و درس داد و تمرین حل کردیم و پارافین آب شده دستامون رو سوزوند و خلاصه اینکه دستامون به دو رنگ قرمز و سیاه دراومد.

زنگ آخر هم ادبیات بود و گفت که از ما امروز امتحان نمیگیره اما همین امتحان رو چهارشنبه میگیره و درس داد و من یه جمله ی مزخرف رو روی تخته به عنوان نوبتم برای نوشتن شعر و جمله نوشتم.

حال تمامی بچه ها که از اون جمله بهم خورد.البته اگه خودم رو همه در نظر بگیرید می شه 30 جای گلاب به روتون استفراغ از جمله م.

و بعدش هم گرجی معلم ادبیاتمون گیر داد که چرا الان موهاتو درست میکنی؟؟؟برو دستشویی خودتون درست کن.منم با عصبانیت از کلاس بیرون اومدم و دیگه هم چیزی نگفتم.

شاید باورتون نشه.اما بعضی از معلم ها با من بدجور مشکل دارن.

همه شون من رو چپ چپ نگاه میکنن.

انگار که به یه سطل آشغال بوگندو نگاه میکنن.

با انزجار کامل.

معلم هایی که منو با بدخلقی نگاه میکنن و عاشق تحقیر شدن من توی کلاس هستند اینان:

خانم گرجی:معلم ادبیات

خانم درستکار:معلم زیست پارسال

خانم نظری:معلم ورزش امسال

خانم زیوریان:معلم ورزش پارسال

خانم نقاشیان:مشاور

خانم علوی:مشاور پارسال

و در آخر خانم هویدا:مدیر مدرسه

 

واقعا هم دلیلش رو نمیدونم.اگه فهمیدید بگید.

 

دیگه چیزی ندارم.بای

/ 5 نظر / 6 بازدید
مجتبی

سلام . واقعا این معلمهای شما جالبن . واقعا چه دلیلی داره که شما را میخواین تحقیر! کنن ؟ ولی خوشم اومد از اون جمله ای که گفتی با عصبانیت از کلاس بیرون اومدی (چه ابهتی).[لبخند][گل]

بانو

دوستشون داشته باش تا دوستت داشته باشن. تنفر متقابله. اول تو از اونا متنفری و بعداً اونا از تو

بنی جون

سلام...خوبی ملیکا جونم؟ چه کارا میکنی؟ این یه قانونه...یعنی وقتی به کسی کاری نداری طرفت هی میخواد اذیتت کنه...شاید چون خوشگلی بهت حسود میکنن...کور شه چشمشون هر کی که به ملیکا جون حسودی میکنه...موفق باشی... [ماچ][ماچ][ماچ]

نیکی

وبلاگت خیلی قشنگه.[راک]آره واقعا بعضی معلم ها خیلی اذیت می کنن. ممنون که خبرم کردی.

کامیار

باید تحمل کنی سال زود تموم می شه واین جور معلم پیدا می شه