یه نمره....

امروز واقعا خوشحالم.راستی.از فردی که نمیخوام نام ببرم عذرمیخوام که ناراحتش کردم و منظورم رو بد رسوندم.

صبح وقتی که از سرویس پیاده شدم و از در پشتی مدرسه مون داخل مدرسه رفتم بچه های کلاسمون رو دیدم که با هم حرف میزدن.رفتم سمتشون و سلام و احوال پرسی کردیم و بعد با هم سرکلاس رفتیم.

وقتی به کلاس رسیدم دو نفر رو بیشتر ندیدم.رفتم سرمیزم که میز آخر هستش و کیفم رو گذاشتم.بعد فهمیدم که من یکی از تکالیفمون رو ننوشته بودم و یک امتحان رو نخونده بودم.هر دو هم برای درس ادبیات ما بود.مشق مون که ساده بود و کم تر از ده دقیقه تموم شد.اما امتحان..............

واقعا گل کاشتم.

زنگ اول تاریخ بود و معلم ما درباره ی سال های هجرت پیامبر و این جور چیزا حرف زد. امتحان هم گرفت.اونم چه امتحانی............پدر ما در اومد.

بعد هم رفتم از اون درباره ی یک شهر سوال کردم و اون هیچ جوابی به من نداد.شهری که درباره اون صحبت کردم یک شهر واقعا باستانی در اردن بود.شهر پترا.

زنگ دوم زبان انگلیسی داشتیم و این جا بود که من یه نمره رو توی هوا زدم.معلم ببخشیدها...ببخشیدها...ما یه تخته ش کمه.گفت که کی دیکشنری همراش داره.هیچ کس دست بلند نکرد.من هم از روی عادت همیشگی اون دیکشنری کوچولوم رو توی کیفم گذاشته بود.وقتی به اون نشون دادم داد زد که از این به بعد آوردن دیکشنری اجباریه و چون من دیکشنری همراهم بود یه نمره توی دفترش برام ثبت کرد.

زنگ دوم فیزیک بود و یه سری درس داد که واقعا سخت بود.درباره ی آینه و زاویه تابش و ........منظور من از سخت کشیدن این ها بود.

زنگ آخر هم که ادبیات بود و واقعا یه امتحان کتبی سه صفحه ای سخت از ما گرفت.بعد هم درس داد و روخونی کردیم و .............

مدرسه تعطیل..........................

تا فردا خداحافظ.

 

بازم معذرت.

/ 10 نظر / 12 بازدید
بنی جون

ممنونم دوسته خوبم...لطف داری...راستی یادم رفت ازت بپرسم.میگم به خاطر اینکه توی مدرسه تیز هوشان درس میخونی فیزیک و شیمی و ... داری دیگه؟آخه تا جایی که یادم میاد ما علوم داشتیمو خبری از فیزیک و شیمی خبری نبود!!؟؟ البته قصدم فضولی نبودش فقط میخواستم بدونم... بازم به خاطر تبریکت ممنونم...

.

بنی جون -زیست([قلب]) هم آدمه چراسه تا نقطه میذاری؟خیلی بهم برخورد:(

پارلا

سلام عسیسم وب خیلی ناناسی داری اگه باتبادل لینک موافقی منوبااسم وبم بلینک وبیابهم بگوباچه اسمی بلینکمت[ماچ][ماچ][ماچ]

مجتبی

سلام من عاشق فیلم خاطرات یک خون آشام هستم خیلی قشنگه وبلاگ قشنگی دارید به من هم سری بزنید من شما رو لینک می کنم لطفا من رو هم لینک کنید

مجتبی

سلام من عاشق فیلم خاطرات یک خون آشام هستم خیلی قشنگه وبلاگ قشنگی دارید به من هم سری بزنید من شما رو لینک می کنم لطفا من رو هم لینک کنید

مجتبی

چه جالب یک آقا مجتبی دیگه

مهشاد-س

[خنده][خنده][خنده][خنده] درداتو کشیدم عزیزم...!میدونم سخته احیانا معلمتون مقصودی نیست؟اونم باما همین کارو کرد...حالا امسال هم میگذره به قول معروف هری پاتر آخرش خوشه!![گل][خرخون][چشمک]

مهشاد-س

[خنده][خنده][خنده][خنده] درداتو کشیدم عزیزم...!میدونم سخته احیانا معلمتون مقصودی نیست؟اونم باما همین کارو کرد...حالا امسال هم میگذره به قول معروف هری پاتر آخرش خوشه!![گل][خرخون][چشمک]