سقوط........

سلام سلام سلام.

هم عصبانی هستم و هم خوشحال.

امروز سوار سرویس شدیم و رفتیم مدرسه.کل مدرسه ی ما رفته بود توی برف.وقتی توی مدرسه رفتیم فهمیدیم که مناطق یک تا پنچ تعطیل هستن و ما هم تعطیلیم.

آخه میدونید چیه؟؟؟؟

مدرسه ی ما توی منطقه ی شیش هستش.

به خاطر اینکه فرزانگان هستش و دانش آموزانش از مناطق مختلفی میان ...هر منطقه ای که تعطیل بشه به این معنی هستش که ما هم تعطیلیم.

وقتی فهمیدیم تعطیل هستیم میخواستم آموزش پرورش رو بکشم.

آخه راننده سرویس من رفته بود.

جالب اینجاست که توی مدرسه ی ما حسابی برف اومد...اما اینجا یعنی خونه مون یه قطره هم برف و بارون نمیاد.آخه ما منطقه ی 10 هستیم.

از اینها گذشته کلی برف بازی کردیم و به قیافه ی خانم گرجی معلم ادبیاتمون خندیدیم.چون اولین معلمی بود که اومده بود مدرسه و میخواست ما رو خفه کنه که تعطیل هستیم و از ما امتحان نمیگیره.

خلاصه با بچه هایی که توی سرویسم هستن رفتیم دنبال یک موبایل که زنگ بزنیم.آخه تلفن های مدرسه ی ما شماره ی موبایل رو نمیگیرن و من هم فقط شماره ی موبایله راننده مون رو حفظ بودم.

خلاصه موبایل مهسا رو گرفتم و زنگ زدم.متاسفانه گفت که نمیاد.من هم زنگ زدم به بابام که شاید بیاد و ما چهار طفل معصوم رو ببره خونه هامون.اما اون هم برنداشت.

آخر هم زنگ زدم به مامانم و گفت که صبر کنم تا ببینه بابام چرا برنمیداره.

همین که تلفن رو قطع کردم راننده سرویسم زنگ زد و گفت که میاد همون جایی که پیاده مون کرد.و اومد و ما هم اومدیم خونه.

الان دارم بال درمیارم چون میخوام ساعت یازده برم مدرسه ی قبلیم.

دبستان شاهد طلوع فجر

کلاس سوم و چهارم و پنجم دبستان رو توی این مدرسه بودم و خاطرات زیادی ازش دارم.

خواهرم هم توی همین مدرسه الان درس میخونه.

خوب دیگه.

چیزی ندارم بای.

/ 9 نظر / 7 بازدید
الی

آپمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم ¶¶¶¶¶¶______¶¶¶¶¶¶ __¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶__¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ _¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶____¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶____¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶__¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ _¶¶¶¶¶ _¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ___¶¶¶¶¶¶¶¶¶

نسترن

وای خیلی حال میده آدم تعطیل شه... ولی من که عمرا روی تعطیلی رو ببینم[ناراحت] راستی تو هم واسه آپم نظر نذاشتیا...[منتظر]

قلقلی

سلام وبلاگ خیلی خیلی باحالی داری آنقدر که خوش به حالت خیلی خیلی دوست دارم اینم یک ماچ گونده [ماچ]

بنی جون

سلام مليكا جون...واي چقدر بد شد... ولي باز شانس آورديد كه راننده سرويستون اومد دنبالتون... موفق باشي... دوست دارم هوارتا...[قلب][ماچ]

مجتبی

سلام . راستی چرا اسم این پستتو گذاشتی سقوط........؟(شاید اگه میگذاشتی ضدحال بیشتر بهش میخورد[نیشخند])[چشمک] [قلب]

مسعود

[گل][گل] خیال روی تو در هر طریق همره ماست نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست به رغم مدعیانی که منع عشق کنند جمال چهره تو حجت موجه ماست ببین که سیب زنخدان تو چه می‌گوید هزار یوسف مصری فتاده در چه ماست اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد گناه بخت پریشان و دست کوته ماست به حاجب در خلوت سرای خاص بگو فلان ز گوشه نشینان خاک درگه ماست به صورت از نظر ما اگر چه محجوب است همیشه در نظر خاطر مرفه ماست اگر به سالی حافظ دری زند بگشای که سال‌هاست که مشتاق روی چون مه ماست [گل]

مجتبی شیرازی

پیش میاد دیگه[چشمک]