بدترین روز از اول مهر.

امروز روز خوبی برای هیچ کدام ازما نبود.ناراحتزنگ اول که حرفه بود...زنگ دوم هم که اجتماعی و قضیه کارسوق سازمان ها...زنگ سوم زبان بود...توی بدترین کلاس افتادم.عصبانیگند زدم.ناراحتازاین ها گذشته زنگ چهارم ادبیات بود و زنگ پنجم هم که کامپیوتر.کلافه

صبحی...زنگ اول یا دوم بود که اومدن گفتن به خاطر یه آدمی که می خواد بیاد کلاسمون باید شقایق بره یه کلاس دیگه.ناراحتبعدشم که زنگ آخر اومد و گفتن که باید پریناز بره و همه زدیم زیر گریه و خلاصه معلوم شد که مامان پری می خواد که پریناز توی کلاسمون نباشه.ناراحتعصبانیکلافهما که نفهمیدیم چه دلیلی بود...اما به هرحال گریه من بند نمی اومد و نمی یاد.گریه

باور کنید دارم دق می کنم...همراه با سکته.نگراننمی دونم چرا باید اینجوری بشه.سوالبه هرحال اگر پریناز داری اینو می خونی...یادت  باشه که توی نظر سنجی ای که می می نویسی دلیل این کار مامانتو بنویسی...چون دارم دق می کنم.افسوسمطمئن باش که وقتی بیام مدرسه...یه حلقه گنده دور چشام می بینی.نگرانبه هرحال پریناز رفت و ما بی پری شدیم.ناراحت

بهتره برم گریه هامو بکنم.گریه

ببخشید اگه بد نوشتم...خداحافظ.بای بای

/ 6 نظر / 9 بازدید
مجتبی

سلام . اگه جلوی نظری که گذاشتم بر روی آدرس کلیک کنی خودش مستقیم میبره توی وبلاگم . در ضمن جواب نظری رو که میدی هم میره توی ایمیلم . راستش خیلی خوشم میاد از طرز نوشتنت . فقط یک چیز توی وبلاگت هست که با بقیه جور نمیاد و اون اسمته . راستش اسم قشنگی یه ولی با صداقت و مهربونی یی که توی نوشته هات هست جور در نمیاد . خواهش میکنم که منو برای این صراحت کلامم ببخشی . بازم بهت سر میزنم . فعلا بای[گل][ماچ]

پریناز

سلام به دوست خوبم من اصلا نمیدونستم مامانم میخواد کلاسمو عوض کنه.یه چیزایی فهمیده بودم ولی مطمئن نبودم.امروز وقتی که به خونه برگشتم هر چی از مامانم پرسیدم جواب درست و حسابی بهم نداد.من مطمئنم حتما یه چیزی می دونسته که ای کارو کرده بالاخره پدر و مادر هر کس بهتر از بقیه صلاح اونو میدونن.من هنوز باورم نمیشه از شما جدا شدم ولی هر روز میام و بهتون سر می زنم .هیچ وقتم فراموشتون نمیکنم اما به شرطی که ناراحت نباشین،سعی کنین با این موضوع کنار بیاین ، خوب درساتونو بخونین و با ملیکا که قراره بیاد توکلاسموندوست باشید،باهاش بد رفتاری نکنین و این فکر رو از ذهنتون دور کنید که اون جای منو گرفته که اصلا هم اینطور نیست تا سال دیگه که دوباره با هم همکلاس باشیم حتما شنبه بهتون سر می زنم دوستون دارم

مجتبی

نمیدونم چرا نمیتونی به وبلاگم بیای . به عنوان آخرین روش بر روی آدرس زیر کلیک کن . اگه کلیک نمیشه کرد کپیش کن توی نوار آدرست . راستی مرورگری که استفاده میکنی چیه ؟ اینترنت اکسپلوور , فایر فاکس , موزیلا و یا کرومه . http://khub.persianblog.ir اینم آدرس کمکی یه اگه بالایی نشد اینو امتحان کن http://khub.tk

به به! اینجام که فرزانگانیه ! خب از اونجا که همه تو فرزانگان خوناشامن نمیتونم بگم تو کی هستی پس خودت اسم و کلاستو بگو اهان راستی لازم به ذکره که منم هم پایه خودتم

یه فرزانگانی دیگه

اهان راستی یادم رفت بگم ....زود جواب بده ! نظر پایینی م مال منه

یه فرزانگانی دیگه

شادی . 2-4