رفتیم.....

امروز رفتیم اردو.اون هم به نمایشگاه رسانه های دیجیتالی توی مصلا.میشه گفت هم خوش گذشت و هم نه.خوش نگذشتنش چندین دلیل داره:

1)ما رو نبردن که چیزی بخوریم.یعنی خانم جعفری نذاشت.

2)موقع رفتن به اردو به اشتباه یه اتوبوس کم گرفته بودن و بچه های کلاس ما روی میله های بالای اتوبوس نشستن.

3)وقت خیلی زیادی نداشتیم که دل خودمون رو خوش کنیم.

4)و..........

اما به اندازه کافی خوش گذشت.من که چیز زیادی نخریدم.یه نرم افزار درج 3 گرفتم و توی مسابقه شرکت کردم.جایزه ی اون هم هرچیزی بود که درغرفه مسابقات وجود داشت.من هم یه نرم افزار ساخت بازی رایانه ای گرفتم.

خلاصه خوش گذشت و ما هم خرید زیاد کردیم.

به هرحال اردو اردو است و جا موندن هاش هم شیرینیش.

چون من از لشکر بچه ها دو سه بار جا موندم.

راستی حال یه مرد پررو رو هم گرفتم.

من با درنا رفته بودیم غرفه ی وبلاگ ها.غرفه خالی خالی بود و فقط سه نفر نشسته بودن.من و درنا رفتیم جلو تا یه ذره فضولی کنیم.یهو یه مرده از پشت صدا مون کرد و گفت که ما اینجا چی کار می کنیم.درنا گفت که فقط برای گشت زنی اومدیم.

مرده گفتش که :((این جا قسمت وبلاگ هاست ها...))

منم که عصبانی شده بودم یه تیکه پروندم و مرده رفت و دیگه پشت سرش رو هم نگاه نکرد.

به هرحال بچه های دیگه ای هم با من اونجا بودن.اگه می خواید ببینید که من چه تیکه ای پروندم به وبلاگ چرندیات ما چن نفر.شاید آوا بنویسه که من چی گفتم.خودم نمیگم.

 

بای.

/ 0 نظر / 10 بازدید