...........

امروز دلم درد میکنه.از بس که خندیدم.

زنگ اول قرآن داشتیم و از ما پرسید و نمره ماهانه مون رو گذاشت و درس داد و تمرین حل کردیم.

زنگ دوم هندسه داشتیم و یه امتحان سخت سخت سخت از ما گرفت و تمرین حل کریدم. ولی هیچی درس نداد.

زنگ سوم هم که ریاضی و غرغر معلممون و غر زدن های معاونمون جعفری و در کنار اون هم درس دادن رحمانیان و تمرین حل کردن ما.

زنگ چهارم هم دینی بود.وای که چه قدر سر این زنگ خندیدیم.معلممون به جای اینکه درس بده تمام مدت داشت سوال های ما رو جواب میداد.آخر هم امتحان نگرفت و زنگ پنجم رسید.

هنر داشتیم و من کلی خراب کاری کردم و با خانم منفرد معلم هنرمون کلی حرف زدم.

ببخشید که چیز جالبی براتون ننوشتم.به جاش عکس های دیشب رو گذاشتم که امیدوارم خوشتون اومده باشه.

/ 3 نظر / 16 بازدید
yasaman

سلام سلام عزیزم! حالت خوبه؟ من خیلی از وبت خوشم اومد [رضایت] میشه به منم سر بزنی؟!؟!؟!؟! خوشحال میشم بیای! اگه با تباد لینکم موافقی بگو................... مرسی! فعلا..........

بنی جون

وای خدا من اینقدر از هندسه بدم میومد که حد نداشت... ولی در کل ساعت چهارم که نذاشتید ازتون امتحان بگیره کلی ارزش داره...درسته؟ راستی چرا اسمه من تو لینکستانت نیست؟ از وبلاگم خوشت نمیاد؟؟؟[گریه][گریه][گریه][دلشکسته]

مجتبی

سلام . سوالاتو پرسیدی از معلمتون . ؟[لبخند]