حلم از مدیرمون به هم می خوره....

به خدا خیلی عصبانی هستم.امروز چیزی درباره ی کلاس ها بهتون نمیگم.جزاین که زنگ اول حرفه داشتیم و کارگاه نرفتیم....زنگ دوم زبان داشتیم و یه سری چیزهای مزخرف بارمون کرد....زنگ سوم اجتماعی داشتیم و درباره کارسوق و گروه هاش حرف زدیم....زنگ چهارم ادبیات داشتیم و زنگ پنجم هم کامپیوتر.

من از دست این زنگ ها عصبانی نیستم.ازدست مدیرمون عصبانی هستم که می خواد حلقه رو برداره.منظور من از حلقه.....حلقه ای است که ما وقتی برف یا بارون می یاد یا وقتی که غصه داریم می زنیم است.همه ی پایه ها از اول تا سوم گرفته توی حیاط مدرسه جمع می شویم و دست های همدیگر رو میگیریم و حلقه می زنیم.سوم ها داخل....ما دوم ها وسط و اول ها آخر از همه.بعدهم شعر های خود مدرسه مون رو می خونیم.

خداییش که سوم های مدرسه مون خیلی بی خیالن.من خودم شخصا رفتم پیش خانم هویدا و اعتراض کردم که چرا این عمل زشت رو می خواد انجام بده.اون هم با کمال آرامش گفت که تازه این اولشه و می خواد که گردش بچه های پایه های مختلف رو باهم ممنوع کنه.همون عمل حال به هم زنی که حدسش رو می زدم که قزی انجام بده.

خلاصه خداحافظ.راستی کلی پ نه پ براتون گذشتم.صورتک هم نذاشتم چون به خدا حوصلش رو ندارم.

 

 

 

با دوستم رفته بودیم استخر غریق نجات اومده میگه میخوایین شنا کنین؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم تو آب حل بشیم به عنوان املاح معدنی مردم استفاده کنن!

 

سوسکه را کشتم جنازشو ورداشتم ببرم بندازم بیرون. همسرم بین راه نگاه میکنه میگه کشتیش؟

میگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو دستشویی خوابش برده بود دارم میبرمش تو رختخوابش بخو ابه!

 

سوار تاکسی شدم. یارو صدای ضبطشو تا ته زیاد کرده بود. میگم میشه صدای ضبطتونو کم کنید؟ میگه اذییتتون میکنه؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گفتم کم کنی این یه تیکشو من بخونم ببینی صدای کدوممون بهتره!

 


رفتم دستشویی عمومی در میزنم میگم یکم سریع تر. میگه شمام دستشویی داری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم شما کم و کسری نداری ؟!

 

روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه... اومده میگه... روزنامه میخونی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم

!
دراز کشیده بودم لب استخر. دوستم میگه آفتاب می گیری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ با خورشید مسابقه گذاشتیم، هر کی دیرتر بخنده برندس !

رفتم بچه خواهرمو از مهدکودک بیارم. مربیه میگه بچه رو میبریدش؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ همینجا میخورمش!

 


دارم کباب درست میکنم رو منقل و سیخای کبابو میگردونم. اومده خودشو لوس کرده با لحن بچه گونه میگه کباب درست میکنی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم فوتبال دستی بازی میکنم!

 


جلو عابر بانک تو صف وایسادم یارو می گه ببخشید شمام پول میخاین؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ خونه کامپیوتر نداریم میام اینجا فیس بوکم رو چک کنم!

 

از خونه زنگ زدم فست فود غذا بیارن، طرف میگه بفرستم واستون؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ آپلود کن، لینکش رو بده، دانلود میکنم!

 


میگن کریستف کلمب وقتی رسید به امریکا سرش رو از پنجره کشتی کرد بیرون از یه سرخ پوست پرسید داداش اینجا آمریکاست؟
سرخ پوسته گفت پـَـَـ نــه پـَـَــــ ژاپنه ما هم چون شلوار پامون نیست از خجالت قرمز شدیم!

 

 

رفتم داروخونه، میگم باند دارین؟ میگه باند پانسمان؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ باند فرودگاه ! میخوام فرود بیام !

 


جلو توالت عمومی… آقاهه میگه ببخشید شما هم تو صف توالت وایسادین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ما سوسکیم اومدیم عید دیدنی!

 

تو رستوران پیشخدمتو صدا کردم. میگم آقا توی سوپ من مگس افتاده! میگه مرده؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ هنوز زندست، داره شنا میکنه، صدات کردم بیایی نجاتش بدی!

 

پسره اومده خواستگاریم میگم من الان می خوام درس بخونم می گه یعنی چند سال دیگه می خوای ازدواج کنی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ 10 دقیقه صبر کنی این صفحه رو بخونم درسم تموم میشه!

 


یارو نشسته کنار خیابون نوک دماغش چسبیده به زمین. دوستم میگه : معتاده؟!

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخواد انعطاف بدنشو به رخ بکشه!

 

بچه داییم به دنیا اومده. همه خوشحال و اینا. مامان بزرگم برگشته میگه حالا میخاین براش اسم بذارین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخایم همین جوری ولش کنیم اسمش بشه نیـــــو فولدر!

 

صدای خروپفش کشتمون ! تکونش دادم از خواب پریده، میگه سر صدام اذیتت می‌کنه؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ جنس صداتو دوست دارم می‌خواستم بت بگم سعی‌ کن تو اوج که میری رو تحریرات بیشتر کار کنی‌!

 

تو تاکسی تنها نشستم میخوام کرایه حساب کنم طرف میگه 1 نفر؟!

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ 2 نفر حساب کن خورزوخان هم هست!

 


حالا از تاکسی پیدا شدم به راننده نیگا میکنم، میگه باقی پولتو میخوای؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام یه دل سیر نیگات کنم که میری دلتنگت نشم!

 

تو حیاط دانشگاه تو انگلیس دارم با دوستم فارسی حرف میزنم، یارو اومده میگه خانوم شما ایرانی هستین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ انگلیسی هستیم فارسی یاد گرفتیم بتونیم صادقی گوش بدیم!

 


تو پارک رفتم دستشویی اومدم بیرون یکی جلومو گرفته! میگم پولیه؟
مبگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ من اینجا نشستم پشه ها نیان تو حین کار براتون مزاحمت ایجاد کنند!

دوستم گفت هر وقت نا امید شدی برو کوهستان و داد بزن امیدی هست؟ جواب میاد هستـــ هستـــ هست ..... من هم رفتم کوهستـان و داد زدم امیدی هست؟ جواب اومد پـــ نــه پــــــ ، پـــ نــه پــــــ پـــ نــه پـــــــ ....!!


 

 

میگه امتحان چی داری؟؟؟ میگم وصایا,,, میپرسه وصایای امام؟؟؟ پـــ نــه پــــ... وصایای الیزابت تیلور

 

 

رفتیم رستوران، میگم 2 تا جوجه لطفا، میگه جوجه کباب؟ پـــ نه پــــــ ازین جوجه رنگیا، یه قرمز بدین یه سبز!

 

 

رفتم سم بخرم واسه سوسک یارو میگه میخواین سریع بمیره؟! پـــ نه پـــ میخوام شکنجش کنم ازش اعتراف بگیرم!!

 

 

رفیقم میگه اگه با گوشی برم تو اینترنت از شارژم کم میشه؟ پـــ نه پـــ از ذخیره ارزی کشورهای عضو اپک کم میشه.

 

 
جلو عابر بانک صف وایسادیم یارو اومده میپرسه صفه؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ  ما نخودیم اینجا کاشتنمون تا سبز بشیم!


به رفیقم میگم شارژر سوزنی داری؟ میگه می خوای موبایلتو شارژ کنی؟
پـَـ نـَـ پـَـ  می خوام دگمه لباسمو باش بدوزم!


رفتم تو آپارتمان دارم گوشت قربونی بین همسایه ها پخش میکنم، یارو میپرسه نذریه؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ  با خود گوسفنده مشکل داشتیم کشتیمش!!!

/ 7 نظر / 15 بازدید
مهسا خانوم!

ای ی ی ی جاااااااان جان چه کار باحالیه این حلقه که میگی!! عزیزم ناراحت نباش این مدیرا و ناظما همشون با خوشیه بچه ها مخالفن! ماهم زنگای تفریح خیلی بازی میکردیم همه مدرسه با هم! اما ناظمای ماهم جلومونو گرفتن!! دیگه باید برم! به منم سر بزنی خوشحال میشم! [ماچ]

مجتبی

چه ناظم احمقی دوست عزیز واقعا خاطرات قشنگی مینویسی و بهتر از اون این که هر روز آپ میکنی . بنده با عرض معذرت باید بگم که دیگه نمیام توی اینترنت و دیگه نمیتونم واست نظر بزارم . وبلاگ خودم هم دیگه آپ نمیشه . امیدوارم دفعه ی آینده ای که (معلوم هم نیست کی باشه ) میام توی وبلاگت ببینم با همین شور و هیجان مطلب مینویسی . البته شاید اسمتت رو هم عوض کردی تا یک درود دیگر بدرود[مغرور][قلب]

sara

سلام عزیزم.مرسی که اومدی وبم از پـــ نه پـــــ ها خیلی خوشم اومدم.منو با اسم سوسول لینک کن.با وقتی دوباره کامنتتو ببینم بای!

نسترن

ای بابا! چه تفاهمی! منم خون آشام فرزانگانیم[عینک] خوشحال میشم بهم سر بزنی. راستی اگه از مدرسه ناراحتی باید بگم همه ما تو این مدارس روانی کننده زندانی شدیم...[دلشکسته]

مهسا خانوم!

خون آشام جونم منو با اسم وبلاگم اگه دوس داری بلینک و بهم بگو با چه اسمی بلینکمت!

ava

aln ba mubile daram nazar midam , hal nadaram sicad khat bnevicam :D badan miam y shajare name barat minevicam , fln bbye :-h

پری ناز

من هم فرزانگانی هستم از نوع اول دبیرستانش.مدرسه مونو خیلی دوست دارم مخصوصا سوژه هایی رو که ورودی های جدید درست می کنن,یک جماعتی هستنا.قراربود 7 نفر اضافه شه ولی درو باز کردن 100 نفر ریختن تو.ماشالله همشونم از مدرسه ی شاهد.الان 150 نفر اول دبیرستانیم که فقط 50 تا فرزانگانی اوریجینال توشون هست! سخت ترین معاون مدرسه رم گذاشتن واسه اولا که مثل معاون اول راهنمایی ما,این جدیدا رو آدم کنه..در نتیجه تروخشک با هم می سوزن[ناراحت] مدیرمونم که کلا هیچی,معلماومعاونا مدرسه رو میگردونن و هر طبقه واسه خودش یه حکومت متفاوت داره! راستی اون چاقوی وسط صفحه ..اگه قالبت اختصاصی درست شده,یا چاقو رو ببر سمت راست یا متنو ببر سمت راست.میسی!