روز سوم مهر در مدرسه

امروز رفتیم مدرسه.افسوسهمه ی اولا ازسر سرخوشی زودتر ازما اومده بودن.ابلهسلام.سلام.تو کی هستی اون ها شروع شده بود.تعجبماچ و بوسه هم که بله.دلقکهرچی اول بود قدش زیر 150 بود.تعجبوزن ها هم که زیر 30.تعجبمن موندم این عقب افتاده ها رو ازکجا گیر اورده بودند.(بعداز کمی تحقیق فهمیدیم که اولا رو از سر جوب اورده بودند.)ابله

خلاصه ما همدیگرو پیدا کردیم و همه ی ما تو یک کلاس افتادیم.لبخندمنتها با دو سه تا دانش آموز دیگه ازجاهای مختلف.ناراحتخانم هویدای گل گلاب ما هم که حرفاش تمومی نداشت.عصبانی

یک ساعت ما تو آفتاب موندیم تا سخنرانی ایشان درباره ی مدرسه تموم بشه.عصبانیبعد یهو یک گله آدم ریختن تو مدرسه اون هم با شیپور و طبل و ...عینک

خلاصه خانم هویدا گفتش که اونا اومدن تا  شعرهایی را بخوانند کلافهکه برای ما آشناست و خاطرات جنگ رو برامون زنده می کنه.قلبآهنگ اول که ای ایران بود.خمیازهیکی دوتا بعداز اون یهو آهنگ نازنین مریم رو زدن.شیطان

خانم هویدا که لبو شده بود و ازخجالت هن هن می کردگفت که اونا برن.کلافهباور کنید اگر یک ذره دیگه ادامه می دادن تایتانیک رو میزدن.یول

خلاصه اجازه دادن که ما بریم سرکلاس.لبخنداما چه کلاسی.کلافهنکه ما به جای کلاس دوم راهنمایی،کلاس دوم دبستانیم،رنگ تمام نیمکت ها رو صورتی زده بودند.عصبانی

زنگ اول که زیست داشتیم و زنگ دوم هم که فیزیک خواب آور(بدتر از داروی بیهوشی).خمیازهازما خواست که درباره ی معلم پارسالمون بگیم و ماهم هرچی تونستیم حرف مفت زدیم تا وقت بگذره.خواب

زنگ آخرهم که ریاضی و معلم سابق.لبخندآخرسرهم رفتیم ببینیم تو کدوم تراکتوری افتادیم.سوالاما اسم من خاک برسر نبود.فرشته

واقعا توی اون لحظه می خواستم برم خرخره مدیر و معاونمون رو بجوام.بعدهم که اومدیم خونه و اس ام اس بازی مون شروع شد.خیال باطل

/ 4 نظر / 46 بازدید
مهندسین تهرون

راه اندازی وبلاگتون رو تبریک میگم و امیدوارم تو این راه موفق باشید . فرصت داشتید خوشحال میشیم که به سایت ما هم سر بزنید .

ava

y salami y aleiki ! Dukhtaram aval khudeto muarefi kun ba.d boro dunbale masa,ele sharE :D . Vali avarin khusham oumad bahal neveshti! ;)fln bye :-h

پریناز

مثل همیشه[چشمک]

سجرو

سلام یک روستایی تو را از بندپی ( روستای عبدالله فیروزجایی : نفر سوم کنکور انسانی)می خواند